طبق وعده قبلی در این پست های پایان سال چند سنت از سنت های نوروز در انبوه برایتان می نویسم .
۱ نوروز ونوسال خوانی :
مقارن ایام پایان سال کودکان انبوهی شب هنگام در کوچه های روستا راه می افتادند و پشت در منازل اهالی با خواندن اشعاری که مژده رسیدن بهار را می داد ازصاحبانه درخواست عیدی می کردند .این اشعار که بعضآ در مدح ائمه (ع) وبعضآ هم در بردارنده خبر رسیدن بهار بود غالبآ ترجیع بندی داشت که بهد از چند بیت تکرار می شد و آن ترجیع بند چنین بود.
نوروز ونوسال باشد مبارک شما را این سال باشد مبارک
برخی از آنچه بچه ها می خواندند:
۱- بخوانم من امام اولین را شه کشور امیر المومنین را
امیر المومنین آقای قنبر به مسجد پا نهاد بر تخت منبر
واین اشعار تا دوازده امام ادامه می یافت
۲- آمد بهاران عالم شد روشن شمر ذوالجوشن در کرب بلا آتش کرد روشن
طفلان مسلم دو گل نورس آواره شدند از دست حارث
نوروز ونوسال باشد مبارک شما را این سال باشد مبارک
۳- باد بهاران آمده گل در گلستان آمده مژده دهید ای دوستان کاین سال نو باز آمده
..........
خواندن این اشعار در کوچه ها روستا غلغله ای ایجاد می کرد و فضای شبانه روستا را از شعف وشادی توام می ساخت.
صاحبخانه ها نیز فراخور وضع وحالشان ونیز به تناسب قرابت ونزدیکی فردی که اشعار را می خواند تنقلات وخوراکی هایی از محصولات روستا به او می دادند که گاهی هم تخم مرغ ویا پول بود .
۲- پختن شیرینی :
یکی از سنت های کماکان معمول انبوه، پختن شیرینی عید توسط خانمها است که جزء لاینفک سفره عید بوده وضمنآ مملاک سنجش کدبانوی بودن وسلیقه آنان نیز می باشد از نحوه تهیه ومراحل پخت آن صرف نظر کرده عکس آنرا تقدیم میکنیم
یکی از همولایتی های انبوهی مقیم شهر یک ظرف شیرنی انبوهی برای ما فرستاده اند که ما ضمن تشکر از ایشان عکس شیرینی را ذیلا تقدیم تان می کنیم با این امید که بپسندید و همچون ایشان در معرفی سنت وفرهنگ انبوه با ما مشارکت داشته باشید .

۳- مجمع گیری :
مجمع سینی بزرگ مسی است که آجیل وشیرینی عید را در آن قرا داده ودر جلوی میهمانان عید می گذارند در واقع به جای سفره ایست که بیشتر در شهرها معمول است
در داخل این این مجمع میوه های وخشکبار محلی ونیز شیرینی که ذکرش گذشت می گذازند.




+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت
10:14 قبل از ظهر |