+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت
1:43 بعد از ظهر |
ذوالجناح عصر عاشورا کنار خیمههای سوخته ذوالجناحی ماند با یال های سوخته
چهره از خون خدا کردی خضاب ای ذوالجناح چون شراره افتادهای در پیچ و تاب ای ذوالجناح + نوشته شده توسط امین در پنجشنبه سوم دی 1388 و ساعت
11:16 قبل از ظهر |
آن نخل به خون طپیده را،می بوسید آن مشک ز هم دریده را می بوسید خورشید،کنار علقمه خم شده بود دستان ز تن بریده را می بوسید!!
پیراهنی از زخم، به تن دوخته است + نوشته شده توسط امین در سه شنبه یکم دی 1388 و ساعت
1:3 بعد از ظهر |
دلم دریاچه ی غم شد دوباره ![]() بخون ای دل که دشتستون صدا شه
کمی فایز بخون دردم دوا شه ملایک نوحه خوانان حسینند بخون والله خدا هم از خداشه + نوشته شده توسط امین در دوشنبه سی ام آذر 1388 و ساعت
12:51 بعد از ظهر |
برای علی اصغر
گل غنچه ای از سلاله حیدر بود + نوشته شده توسط امین در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 و ساعت
10:6 قبل از ظهر |
تقدیم به ابوالفضل
فدای چشم مستت یا ابالفضل نگاه میپرستت یا ابالفضل بده یک جرعهی ناب از می عشق به قربان دو دستت یا ابالفضل + نوشته شده توسط امین در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 و ساعت
9:31 قبل از ظهر |
محرم آمد و دلها غمین شد غم و عشق وبلا با هم اجین شد حسین آماده بهر جانفشانی است دوباره فاطمه قلبش حزین شد + نوشته شده توسط امین در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 و ساعت
8:45 قبل از ظهر |
كاروان كربلا
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین بسکه محمل ها رود منزل به منزل با شتاب کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین رخت و تاراج حرم چون گل به تاراجش برند تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین سروران، پرانگان شمع رخسارش ولی چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین
او وفای عهد را با سر کند سودا ولی خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 و ساعت
11:13 قبل از ظهر |
|
|