دیدار با عارف انبوهی
از دوران کودکی نام وشهره اش را شنیده بودم که در مشهد زندگی میکند ومردی وارسته،پارسا و با ایمانی است و از نوجوانی و شاید زودتر ازآن یعنی حدود ۷۵ سال پیش از روستا هجرت کرده است و... .
...ولی هرگز ندیده بودمش و هرچند به این دیدار مشتاق بودم .تا اینکه نوروز امسال توفیق تشرف به آستان رضوی و پای بوسی آن حضرت نصیب شد تا سال نو را در کنار چند میلیون از هموطنان در جوار آن مشهد شریف تحویل کنیم .
شب قبل از سال تحویل تلفن منزلش را به صدا در آوردم وپس از سلام واحوال پرسی و معرفی خود تقاضای چند دقیقه وقت ملاقات خواستم که با خوشرویی ومهربانی آن را پذیرفت و قرار ملاقات را برای روز بعد گذاشتیم .
در کوچه حجت ۲۱ با دیدن نام شهید مجتبی حبیبی انبوهی و اشعاری از پدرش می توان به خوبی منزل وی را شناخت .
انتظار ما را می کشید با همسرش که چون خودش مهربان وخوشرو بود.
اولین سئوالش از خانواده بود که چرا با خود نیاورده ام و به کرات در طی دیدار آن را تکرار می کرد ومن هم قصد عدم زحمت برای وی را دلیل می آوردم که نمی پذیرفت والنهایه قول موکد گرفت که شب با خانواده برای شام برگردم .
همانطوری که من می خواستم ولی بدون اینکه بر زبان جاری کنم سیر زندگی خود را از طفولیت ودلیل مهاجرت وچگونگی رسیدن به مشهد و رحل اقامت در این مکان افکندن را برایم تعریف کرد .که شرح آن همه خاطراتی که برایم تعریف کرد در این مقال نمی گنجد.
اینکه چه مرارتها و سختی هایی را در دوران کودکی در انبوه چشیده است .
اینکه دست سرنوشت زمینه کوچ کردن او را از انبوه در دوران کودکی به شمال ایران رقم زده است.
-اینکه چه فرصت ها و موقعیت هایی درطی سالیان حضورش در تهران ومشهد و... از قبل انقلاب تا پس از آن داشته است .
-اینکه همواره پاکی و راستی را شاخص راه خود قرار داده است .
- اینکه اگر برای حضرت یوسف یک صحنه گناه پیش آمد برای او چندین صحنه گناه مثل آن پیش آمد که به همه آنها پشت پا زد .
اینکه در مشاغلی که داشته است علیرغم دستور مقامات مافوق حتی به تعبیر خود حتی به اندازه یک حبه قند ظلم حرام مرتکب نشده است
و.....
و امروزبا روحی آرام وامیدوار وایمانی عمیق که فقط در مردان آسمانی یافت می شود همچون گذشته عمر خود را به تعبیر خودش به عشق بازی سپری می کند
....و من این همه توفیق را نتیجه دو ویزگی بارز ایشان دیدم:
۱-دست پاکی ۲- چشم پاکی
و او عارف واقعی جناب آقای حاج مصطفی حبیبی انبوهی بود که امیدوارم اسوه و الگوی نیکویی برای همه همو لایتی های انبوهی باشد که می توانی انبوهی باشی و از دل روستای دور افتاده و بدور از امکانات تحصیل برخیزی ولی دل به زلف آن استاد ازل گره بزنی و دفتر اوراق ملت بشویی همچون که پیش از او پیر فرزانه دیگری در انبوه در عین عامی و امی بودن هنوز ورد زبانهاست(مرحوم سبزعلی صفر پور)که حاج مصطفی در همین دیداری که با او داشتم گفت :
مرحوم سبزعلی دائم در استغفار بود
جان فدای نفس نادره مردانی باد که کم و بیش نگشتند به هر بیش و کمی
کثر الله امثالهم فی انبوهیین !
+ نوشته شده توسط امین در چهارشنبه هجدهم فروردین 1389 و ساعت
1:34 بعد از ظهر |